رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

آخرین شب بدون تو

1392/1/19 17:13
نویسنده : مسافر
1,324 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترم

بالاخره تمام شد و تو صحیح و سالم اومدی تو بغل من

تو اومدی و با خودت نور و روشنایی آوردی

امروز دقیقا 13 روزه که تو به دنیا اومدی و من تازه وقت کردم که بیام و تمام این مدتی که گذشت رو واست بنویسم

سه شنبه ساعت 9 شب با بابا آرش و زن دایی فروغ رفتیم بیمارستان تا کارهای مقدماتی رو انجام بده واسه فردا که قراره عمل بشم .

این 3 تا عکس عکس های قبل از رفتنم هستن .آخرین شبی که تو تو ی دل مامانی جا خوش کردی

توی بیمارستان ازم خون گرفتن واسه آزمایش و نوار قلب گرفتن واسه تشکیل پرونده وازم خواست که بستری بشم خیلی اصرار کردم که میرم و فردا صبح بیام تا بالاخره با رضایت قبول کردن که برم به شرطی که صبح ساعت 6 اونجا باشم .چون خیلی گرسنه بودم از پرستار پرسیدم می تونم چیزی بخورم و اون گفت که تا قبل از از ساعت 12 هرچی که دوست دارم می تونم بخورم.واسه برگشتنی از آرش خواستم تا واسم یه دست کباب بگیره تا دل سیر بخورم .آخه فردا عمل سختی داشتم و حتما خون زیادی ازم میرفت باید انرژی شو داشته باشم یا نه

جاتون خالی یه کبابی زدیم به بدن که سیر سیر شدیم

ولی نمی دونم چراسترس نداشتم انگار تمام نگرانی که تمام این مدت تو وجودم رخنه کرده بود همه ش ناپدید شده بود.آخرین شبی بود که داشتم بدون وجود نازنین تو می خوابیدم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)